نژاد و زبان:
مردم بومي اين شهرستان از نژاد اصلي آريايي اند. مردمي خوش صورت، نيک سيرت ، با استعداد و پرکارند.
زبان اهالي آران و بيدگل ، فارسي رايج ولي داراي لهجه هاي متفاوتي هستند.زبان محلي اين منطقه که در اصطلاح به آن زبان « دهي» مي گويند از زبانهاي پهلوي قديم است که تا اين زمان در سرتاسر شهر ها و بخشهاي حاشيه کوير(نطنز، بادرود، زواره و ... ) با اندک تفاوت در لهجه رايج است و با زبانهاي ديگر ايراني چون ترکي ، لري، کردي و مازندراني وجوه مشابهي دارد.
به طور کلي گويشهاي پهنه کاشان ، خواه روستاهاي درون کوهساران و خواه آباديهاي گسترده در کوير و دشت آن، هم از لحاظ واژگان و هم از لحاظ دستوري و آوايي اهميت خاصي دارد. در سالهاي اخير تحقيقات پراکنده اي درباره گويش آران و بيدگل صورت گرفته که مفصل ترين آن در زمينه دستور زبان و فرهنگ واژگان محلي، کتاب « زبان کوير » تاليف عباس عليجان زاده است.
دين و آيين:
درباره دين و آيين مردم آران و بيدگل در دورانهاي قبل از اسلام خبر و اثري نيست ولي آثار باقيمانده از آتشکده هاي نياسر و خرمدشت در اطراف کاشان و گورهاي ساخته شده به شيوه آيين زرتشتي که در بعضي نقاط آران بر اثر گودبرداري نمايان گرديده، دليل اين مدعاست که مردم اين منطقه قبل از اسلام داراي آيين زرتشتي بوده اند.
با طلوع خورشيد اسلام و فتح نواحي غرب و مرکز ايران به دست سپاهيان اسلام، شهرهاي قم، ري کاشان در زمره اولين مناطق مرکزي بودند که به اسلام گرويدند و از همان قرون اوليه به خاندان رسالت و امامت عشق و علاقه ورزيدند، چون روح اسلام واقعي را نزد آنان يافتند و ازآنها نيز پيروي نمودند.
قرار گرفتن آران و بيدگل در ميان شهر هاي ري ، قم و کاشان و ارتباط اين ديار با شهر هاي ياد شده و نيز مهاجرت سادات و علويان از حجاز و عراق به ايران و اقامت در اين مرکز و وجود بقاع متبرک و زيارتگاههاي آنان در اين شهر و ابراز علاقه و ارادتهاي خالصانه اهالي، از نشانه هاي بارز و آشکار گرايش به اسلام محمدي و تشييع علوي و مذهب جعفري بوده است.
اخلاق و آداب:
ساکنان کوير به طور عموم و مردم اين شهرستان بالخصوص ، مردماني مهربان، گشاده رو، ساده، قانع، مهمان نواز، مقاوم و خدا جويند.
روابط خانوادگي با ازدواج تداوم پيدا مي کند . ميانگين سن ازدواج در مرد ها 25 سال و زنها 18 سال است . زنان دوشادوش مردان با تفاهم زندگي مي کنند و به قول استاد نظام وفا:
زن و مرد آن پاک و پاکيزه دل به يکديگر از جان و دل متصل
دل هر يک از مهر گنجينه اي فروزان تر از پاک آئينه اي
در اداره امور خانه تشريک مساعي دارند و اغلب از طريق قاليبافي ، توانايي مالي خانه را افزايش مي دهند. افراد خانواده نسبت به سالخوردگان احترام مي گذارند و آنها را مايه خير و برکت مي دانند و چنانچه اختلافي پيش آيد، بزرگ خاندان را به عنوان قاضي و حکم انتخاب کرده، راي او را مي پذيرند.
روابط بين همسايگان در همه اوقات به گونه اي است که در رفع حوايج يکديگر بر مي آيند. خوراک مردم، بيشتر از غذاهاي سنتي ، آبگوشت، و از ميوه ها تره بار است. پوشاک مردان در گذشته بيشتر پيراهن بي يقه و زير شلواري مشکي و پوشش رسمي زنان چادر بوده است. در بيماري هاي ساده از گياهان دارويي و در بيماريهاي سخت علاوه بر مداواي پزشکي، اغلب به دعا، نذر و توسل روي مي آورند.
اهالي اين سامان به کارهاي عام المنفعه توجه خاصي دارند و هر کس سعي دارد تا در کارهاي خير به نوعي شريک باشد. رسم نيکوي نذر براي رفع گرفتاريها و شفاي بيماران و امثال آن به صورت ذبح حيوان و توزيع گوشت آن بين مستمندان، پرداخت پول براي هزينه هاي مساجد و تکايا ، تقديم پول به ضريح امامزاده ها، پختن آش حسين ، آش حضرت ابوالفضل (ع) و توزيع نقل و نبات ( مشکل گشا) به عنوان تبرک و شفا، پاي بوسي آستان مقدس امام رضا(ع) يا امامزاده هاي حومه تحقق مي يابد.
سنت وقف نيز بصورت عام و خاص جريان دارد و نيکوکاران با وقف بخشي از املاک يا مزارع و اموال خود ، اصل يا درآمد هاي بدست آمده از آن را صرف احياي آثار و مراسم ديني يا تهيه لوازم و اسباب مورد نياز مساجد، حسينيه ها، و بقاع متبرک مي کنند.
عزاداري به صورت روضه خواني ، حرکت دسته ها و هيئتهاي سينه زني ، زنجير زني، سنج زني، تعزيه و شبيه خواني و اطعام سوگواران در ماههاي محرم و صفر و ايام شهادت حضرت علي و فاطمه زهرا با شکوه هرچه بيشتر برگزار مي گردد.
حضور در زيارتگاهها و بقعه ها که عالي ترين مراکز بروز عواطف انساني و احساسات ملکوتي و ارتباط قلبي با خداوند متعال مي باشند ، همچنين حاضر شدن در کنار مقابر علما و شهدا و اموات ، در شب و روز جمعه و مناسبتهاي مذهبي و ملي( اعياد فطر، قربان، نوروز و ... ) از رسوم پسنديده مردم اين منطقه است . به طور خلاصه در تمامي روابط فردي و خانوادگي و اجتماعي ، انگيزه مذهبي حاکم و محسوس است.
آران و بيدگل ، چون گنجي آرميده بر کرانه کوير مرکزي ايران داراي پيشينه اي درخشان و تاريخي شکوهمند است. با آنکه طبيعت ، قباي سبزش را از پهنه اين سامان بدر افکنده است ، اما طبيعت و سرشت مردمانش که آميزه اي از جوهر اخلاص و صداقت است ، سبزينه اي ديگر آفريده است.
هرچند از رودي خروشان و چشمه اي جوشان در اين کوير تفتيده خبري نيست تا تشنه کامان را سيراب سازد ولي درياي صفا و محبت کويريان ، امواجي از احسان و نجابت را پيشکش مشتاقان مي کند.
در منابع کهن نام اين شهرستان چه به صورت ترکيب فعلي و چه جدا نيامده است.
آنچه درباره پيشينه آران و بيدگل مي توان گفت اين است که پس از ويراني شهر باستاني” سيلک” (که تمدن هفت هزارساله دارد) در اثر حوادث و تحولات گوناگون ، در اطراف آن ، آبادي هاي کوچک و بزرگي به صورت قلعه و حصار پديد آمد و منطقه وسيعي به نام” چهل حصاران” شهرت يافت.
اسامي “آران” ، “آرو” ، “آرُ” و “بيدگل” ، “وِگل” نامهاي رسمي و محلي اين منطقه است . درباره سبب اين دو نامگذاري نظريات متعددي ابراز شده که به برخي از آنها اشاره مي شود.
کلمه “آران” به معناي جايگاه مقدس ، مکان گرمسير و ... آمده و اصل آن از “آرين”(نام ديگر قوم آريا يا “ايريا” ) بوده و “بيدگل” به معناي مکان بي گل يا از کلمه “ بي بي گل” يا “ويگل و بي گل “ گرفته شده است.
شنيدم که آران از آن نام جست که بد مرکز آريا از نخست
وز آن نام بردار آراني است که خود ز اولين قوم ايراني است
درباره نامگذاري آران چنين آمده است:
“... و آران بن قاسان اکبر بوده است که پدر او قاسان اکبر باشد. بنابر قولي باني اصل بلد کاشان بوده است و آران مذکور آن قريه را بنا کرد و به اسم خود موسوم ساخت و گويا همان قنات مزرعه آران دشت را هم آران بن قاسان جاري نموده باشد و به اسم خود مسمي کرده باشد، يعني دشت آران.”
توصيفي از آران قديم
در آن زمانها، آران آبادي كوچكي بود كه در حاشيه كوير مركزي كشور جا گرفته بود.
از سختيهاي كوير، تابستان گرم، زمستان سرد، خشكي محيط، ريگ روان و طوفانهاي سهمگين داشتيم و از مزيتهاي آن، افقهاي گسترده، آسمان بلند، شبهاي لطيف و ستاره باران و يك زندگي منسجم و به هم پيوسته اجتماعي نصيبمان شده بود. اقتصاد اين آبادي كوچك اساساً اقتصادي كشاورزي و متكي بر قناتهاي پربركت و مزارعي چون بهشت برين بود؛ مزارع فراواني كه امروز از اكثريت قريب به اتفاق آنان جز نامي باقي نمانده است. ياد آن روزها به خير كه پدران ما در مزارع مسعودآباد، احمدآباد، آران دشت، مباركه، ابراهيم آباد، خرم آباد، معين آباد و… به كار و تلاش مي پرداختند و از صحراي كويري به كمك آب محدودي كه از قنانها مي گرفتند و با تلاش خود باغ و باغاتي بسيار زيبا و دلنشين مي ساختند.
انواع محصولات زراعي را توليد و به بازار عرضه مي كردند و در عين حال براي ما كودكان فضاهايي بسيار زيبا براي تلاش و نيز گذران اوقات فراغت فراهم مي آوردند. لحظه اي تصور كنيد كه در گرماي كويري تابستان از حصار يك آبادي كوچك بيرون مي رويد، وارد جاده اي كويري مي شويد كه دشتها و افقهاي گسترده و رنگهايي بسيار متنوع و زيبا را در پيش چشمانتان گسترده، چند كيلومتري را با پاي پياده مي رويد، خسته شده ايد، گرما به تدريج كلافه تان كرده و ناگهان به سرچشمه و مظهر يك قنات زيبا مي رسيد. آبي شيرين، خنك و گوارا جاري است، حوضچهاي كوچك محل عبور اين جريان زلال و مرواريد گون گرديده و درختهاي سر به فلك كشيده در كنار آب قد برافراشته اند. در كنار حوض مي نشينيد، سر و صورتي تازه ميكنيد و آبي گوارا مينوشيد و وارد مزرعه اي زيبا مي شويد. ابتدا در منطقه باغات هستيد، سپس به فضاهاي صيفي جات مي رسيد، بعد به زمينهايي كه گندمزار بوده و… درختان ميوه خوان نعمت خود را در برابرتان گستردهاند، در جاليزارها، بوته هاي خيار، خيارهاي تازه بومي با رنگ و بوي خاص خود را برايتان بر سفره نهاده اند، خربزه هاي شيرين لطيف با نامهايي افسانه اي مانند آقانبات، برگ ني، دستمبو و ريش بابا بر سر راهتان صف كشيده اند و… حالا مي توانيد احساس كنيد كه اين كودك خسته و گرمازده، در تصور كودكانه خود اين مزرعه را همان باغ رضوان خواهد ديد و چرا نبيند؟ دوران اوليه كودكي ما در اين محيط سراسر زيبا و پرخاطره مي گذشت و نمي توانست علاقه اي به مطالعه مسائل اقتصادي برايمان ايجاد كند. از ديگر خاطرات زيباي اين دوران مي توان از زماني گفت كه در حدود ساعت 1 يا 2 بعد از نيمه شب همراه پدر – كه متأسفانه ديگر در ميان ما نيست - راهي قلب كوير ميشديم. بيش از 20 كيلومتر را فقط با راهنمايي نور ماه و ستارگان فراوان آسمان پهناور منطقه مي رفتيم تا به "چاله و چارتاقي" مي رسيديم. چاله و چارتاقي جايي بود در قلب كوير با آب شيريني كه فقط با سطح ريگزار منطقه حدود 50 سانت فاصله داشت و محل كشت هندوانه ديم آبادي بود و چه هندوانه هاي لطيف و شيريني كه توليد نمي كرد! چون فصل رسيدن هندوانه اواخر بهار بود، بايد براي آوردن هندوانه به آبادي، زماني به آنجا مي رسيديم كه فرصت كافي از شب براي بارگيري و بازگشت به آبادي باقي مانده باشد و دچار گرماي طاقت فرساي كويري نشويم و…

مسجدنقشينه: اين مسجد در داخل شهر و با وسعت 1000 متر مربع د رمحل درب مختص آباد قرار دارد اين مسجد كه به مسجد حاج قاسم نيز معروف مي باشد از بناهاي دوره سلجوقي است كه د ردوره صفويه گسترش يافته و بخشي از تزئينات ان نربوط به اوايل دوره قاجار است . در ايوان اين مسجد كتيبه خط ثلث با رقم محمد بيدگلي مورخ سال 1215ه ق وجود دارد. سي پاره كلام اله مجيد خطي كه هر كدام از آنها را يك نفر از زنهاي ساكن در اين محله در سال 1192 ه. ق وقف كرده اند. اين سمجد يك مجتمع فرهنگي در ئوره زنديه نيز معروف بوده سات . همچنين بعلت وجود نگارهاي زيباو نقاشيهاي ارزنده أي كه د راين مسجد وجود داشته است به مسجد نقشينه معروف شده است

مجموعه قاضي: اين مجموعه مشتمل است بر مسجدجامع ـ بقعه مباركه پنج امامزاده از فرزندان حضرت امام محم باقر (ع) ـ حسينيه ـ آب انبار ـ بازارچه غربي و شرقي ـ كه از نظر زيارتي ؛ سياحتي تاريخي جاذبه هاي فراواني دارد. اين مجموعه در يكي از خيابانهاي پر تردد شهر و د رمحدوده أي بالغ بر 15000 متر مربع واقع شده است همچنين اين ساختمانها د رقرنهاي اوليه اسلامي و دوره صفويه قاجاريه بنا نهاده شده است
جزیره سرگردان تپه ای است که در دریاچه نمک آران و بیدگل قرار دارد . برای رسیدن به این جزیره که در نزدیکی ساحل جنوبی دریاچه خشک نمک قرار دارد باید مسیر کاشان به آران و بیدگل را طی کرد و سپس وارد جاده خاکی مرنجاب شد . پس از طی مسافتی در حدود 35 کیلومتر وارد دریاچه شد و سپس با طی مسافتی در حدود 15 کیلومتر در داخل دریاچه به جزیره سرگردان رسید . این جزیره که بلندترین نقطه آن در حدود 808 متر بالاتر از سطح دریای آزاد است از سنگهای متخلخل آتشفشانی تشکیل شده است و عاری از هرگونه پوشش گیاهی است . مناظر دریاچه نمک از فراز این جزیره آنچنان بدیع و زیباست که هر بیننده ای را مجذوب خود می نماید .
اتلاق نام سرگردان به این خاطر است که هنگامی که از فاصله دور به این جزیره نگاه می کنید دو انتهای جزیره در افق محو می شوند و منظره ای مانند کشتی سرگردانی در دریای بیکران کویر پدید می اورند .
محو شدن دو انتها به علت گرمای شدید منطقه و در نتیجه آن خطای دید و شکست نور است . پیشینیان معتقد بودند که این جزیره دایما در حال حرکت است و از جایی به جای دیگر نقل مکان می کند .
در دو انتهای جزیره دو چاه قرار دارد که برای لرزه نگاری زلزله تعبیه شده و دستگاههای لرزه نگار در آن نصب شده است .


نکات ایمنی سفر
در صورتی که قصد سفر به این منطقه را دارید تنها سفر نکنید . مجهز به قطب نما و جی پی اس باشید . بدون داشتن راهنما وارد دریاچه نمک نشوید . با وسیله نقلیه خیلی به جزیره نزدیک نشوید زیرا زمینهای اطراف آن باتلاقی است (فاصله ای در حدود 200 متر مناسب است ) . در زمان رانندگی در دریاچه نمک حتما از عینک های آفتابی استفاده کنید تا آسیبی به چشمان شما وارد نشود . آب کافی همراه داشته باشید

منبع:www.irandeserts.com
قلعه مرنجاب، كاروانسرايي است در كوير كه در مسير راه ابريشم قرار دارد و كاروانها براي سفر به خراسان، اصفهان، ري و بالعكس از اين مسير مي گذشتند.
درباره دليل ساخت اين قلعه و كاروانسرا در كنار درياچه نمك، نقل است كه شاه عباس با وجود ايجاد كاروانسرا و قلعه هاي متعدد در سراسر كشور، در اين منطقه تأسيسات دفاعي تعبيه نكرده بود، چون تا آن زمان دشمنان به خاطر درياچه نمك و گستره كوير، از اين سوي به پايتخت هجوم نبرده بودند. حمله ازبكها و افغانها از طريق درياچه نمك به كاشان كه تا اصفهان پيش رفتند، شاه عباس را به صرافت انداخت تا در سال ١٠١٢ قمري سريعاً يك پايگاه نظامي در اين منطقه ايجاد كند و جلوي تهديد را بگيرد. بالاي كاروانسرا به شكل سنگرهاي ديدباني است و ذكر شده است كه هميشه ٥٠٠ پاسدار مسلح در قلعه حضور داشتند و امنيت عبور كالا از چين به اروپا و بالعكس را در اين منطقه تأمين مي كردند.
قنات كنار كاروانسرا كه بركه بزرگي به وجود آورده است، آب شيرين دارد و اين در كوير نمك و شوره زار يك معجزه است. معجزه اي بي مانند كه رازش را هنوز نمي دانند.

منبع:www.irandeserts.com







